تبلیغات
پایگاه اطلاعات{تاریخی و ورزشی و علمی}
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:21 ب.ظ
نوع مطلب: (ورزشی ،) توسط: احسان اسفندیاری

لقب(ها) شیاطین سرخ
بنیانگذاری کارگران راه‌آهن در سال 1878 با نام نیوتون هیث
ورزشگاه الدترافورد
گنجایش 76,212
مدیرعامل ژول و آورام گلیزر

سرمربی:سرالکس فرگوسن

منچستر یونایتد در گذر زمان

این باشگاه در سال ۱۸۷۸ توسط موسسه لانکاشایر و یورک شایر متعلق به کارکنان راه‌آهن تأسیس شد. در سال ۱۸۸۵ تیم فوتبال حرفه‌ای را بنیان نهاد و در سال ۱۹۰۲ به همین نام شناخته شد. این باشگاه از آن مردان عادی جامعه بود؛ افرادی که در شرکت راه‌آهن یا کارخانه‌های ذغال سنگ کار می‌کردند و برای تفریح به این باشگاه می‌آمدند و عضو آن بودند .

اعضای این باشگاه در سال ۱۸۸۶ اولین افتخار خود را کسب کردند. آن‌ها توانستند جامی که خود آن را ترتیب داده بودند را دریافت کنند. نام این جام « سنیور کاپ منچستر» بود که برای شرکت در آن مسابفات، مسئولان شرط سنی قائل نشدند و به همین دلیل بازیکنان قدیمی باشگاه نیز در آن بازی کردند! با كار و تلاش فراوان، تیم در سال ۱۸۹۲ به لیگ انگلیس ملحق گردید ولی در سال ۱۹۰۲ آن‌ها با بدشانسی مواجه و ورشکسته شدند . پس از ورشکستگی باشگاه، فردی به نام هری استافورد آن را خرید و روی باشگاه و تیم سرمایه‌گذاری کرد.

در سال ۱۹۰۳ به طور رسمی اولین مربی برای باشگاه استخدام شد. او ارنست ماگنل نام داشت و تحت نظارت او روز به روز بر کیفیت بازی منچستری‌ها افزوده می‌شد. آنها راه ترقی را خوب پیدا کرده بودند. یکی از خریدهای آن روزهای منچستر بیلی مردیت بود که یکی از بهترین‌های آن زمان فوتبال بود. آنها توانستند با مردیت اولین عنوان قهرمانی رسمی خود را در لیگ انگلستان که به تازگی حرفه‌ای شده بود جشن بگیرند. باشگاه منچستر در سال ۱۹۱۰ از مکان اصلی خود واقع در خیابان بانک، به محله ی ترافورد منتقل شد.

شیاطین سرخ

تیم فعلی منچستر یونایتد حاصل تلاش سخت مربیان در طول بیش از چهار دهه‌است. در سال ۱۹۵۸ طی حادثه‌ای غم‌انگیز بیشتر شاگردان مربی موفق تیم -بازبی- بر اثر سانحه هوایی كشته شدند. پس از این سانحه، بازبی با مدیریت صحیح و با استفاده از بازماندگان تیم و نفرات جدید موفق شد تیم خود را از نو بسازد و عامل قهرمانی غرورانگیز این تیم در مسابقات جام قهرمان اروپا در فصل ۶۸-۱۹۶۷ شود. این افتخاری بود كه بازبی به‌عنوان اولین انگلیسی موفق به انجام آن شد. آن‌ها بار دیگر توانستند این افتخار را در زمان سر الكس فرگوسن در سال ۱۹۹۹ و در یك فینال سخت و به یاد ماندنی تكرار كنند و تیمشان را صاحب دومین افتخار اروپایی كنند. در آن زمان منچستر یونایتد در وقتهای تلف شده نیمه دوم و در شرایطی كه هیچ امیدی به پیروزی نداشت، توانست دو گل زیبا را وارد دروازه رقیب خود بایرن مونیخ کند. آن‌ها با این كار علاوه بر اینكه موفق شدند خود را به یك افتخار بزرگ برسانند، برای فرگوسن با تجربه نیز ارزش و اعتبار تازه‌ای خریدند و او توانست به شهرتی جهانی دست یابد و اسطوره‌ی گذشته تیم را دوباره بازسازی کند.


بدون تردید منچستر را باید یكى از شهرهاى بزرگ و مطرح در زمینه امكانات ورزشى در جهان قلمداد كرد. این شهر با داشتن موقعیت عالى تجارى و استادیومى زیبا مانند اولدترافورد كه در سراسر انگلستان مطرح است، همواره میزبان موفقى بوده كه آخرین بار بازى فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال (۲۰۰۳-۲۰۰۲) بین تیم هاى یوونتوس و میلان بود اما استادیوم اولدترافورد كه هم اكنون ۶۸ هزار نفر گنجایش دارد، عاملى بوده تا شهر منچستر همیشه در زمینه فوتبال و امكانات، زبانزد خاص و عام باشد.
با این حال نباید توفیق منچستر را از لحاظ فوتبال تنها به این استادیوم اختصاص داد و باید عواملى چون باشگاه هاى حرفه اى كه بالغ بر ۸ تیم است را به آن اضافه كرد. البته موفقیت این شهر تجارى تنها به خاطر فوتبال نیست، بلكه باید عواملى دیگر مانند انقلاب صنعتى كه براى اولین بار در این شهر روى داد و از منچستر شهرى مدرن( كاتن پولیس) ساخت را در آن سهیم كرد. از لحاظ منابع تفریحى و ورزشى ، منچستر بعد از دوران تجدد تقریباً به شهرى كامل بدل شده است. در حال حاضر ( قرن ۲۱) با كاملتر شدن این مجموعه و اضافه شدن مراكز تفریحى كه در سراسر این شهر وجود دارد خود را از لحاظ توریستى بودن زبانزد خاص و عام كرده است. اكنون این شهر بیش از ۴۳ هزار صندلى در تئاترها و ۵۶ موزه و گالرى دارد كه در نوع خود بى نظیر است. به لحاظ تاریخى نیز این شهر با وجود بناهاى دوران ملكه ویكتوریا مطرح بوده و عاملى را به وجود آورده تا همگان از آن به عنوان یك شهر درجه اول یاد كنند.

جاذبه ها
تاریخ منچستر از رومن ها شروع و تا قطب اقتصادى كنونى كه بر صنعتپنبه اتكا دارد، ادامه مى یابد اما علاوه بر تاریخى بودن ، اماكن بسیار زیبایى كه در این شهر و بخصوص كسفیلد هویتیج در قسمت جنوب دینزگیت وجود دارد، در نوع خود جالب توجه است. در آنجا شاهد خرابه هایى از دژهایى كه در مركز آبراه ها قرار دارند، خواهید بود كه واقعاً قابل ستایش است اما علاوه بر این منطقه اگر كمى از كسفیلد دور شویم، به موزه علوم و صنعت كه جاذبه اى بسیار زیبا به شهر داده و شامل به تصویر كشیدن تاریخ چاپ، الكتریسیته و صنعت نساجى در دوره هاى مختلف است بر مى خوریم كه در نوع خودبى نظیر است. از جمله آثارى كه در آنجا قابل اشاره است، بدون تردید آثار نقاشى بزرگ «ال اس لاورى» است كه چشم ها را به خود خیره مى كند. علاوه بر این جذابیت ها، هتل شهر منچستر نیز كه اثر به جا مانده از دوران ملكه ویكتوریا محسوب مى شود، بنایى جالب است . این بناى زیباى دوران نئوگوتیك توسط آلفرد واترهاوس بنا شد و ساخت آن تا سال ۱۸۷۷ ادامه یافت و سبب شد صنعت شهر و مردم سختكوش بار دیگر توانمندى ها و لیاقت خود را در اروپا و حتى جهان به اوج برسانند.

مشخصات یونایتدها
اما شهرمنچستر از لحاظ تیم هاى باشگاهى نیز در سطح جهان مطرح است. با وجود باشگاه بزرگ منچستر یونایتد، این روزها همه این شهر را مى شناسند. پایه باشگاه در سال ۱۸۷۸ و به طور رسمى با نام «نیوتون هیث» متعلق به
كاركنان راه آهن بنا شد. در ابتدا این تیم با بازیكنانى كه بیشتر عضو شركت راه آهن بودند وارد میادین مسابقات شد و با كار و تلاش فراوان در سال ۱۸۹۲ به لیگ انگلستان پیوست. بعد از چند سال حضور در لیگ، سال ۱۹۰۲ این تیم ورشكست شد. با وجود این آنها ناامید نشدند و با تلاش فراوان توانستند بر مشكلات فائق آیند و امروز به یكى از تیم هاى ثروتمند و معروف جهان بدل شوند. آنها بعد از آن زمان تا سال ۱۹۴۵ با افت و خیز زیادى مواجه بودند تا اینكه در آن سال با آمدن مربى فهیمى چون «سرمت بازبى» و تحولات مثبت او به یكى از تیم هاى خوب در لیگ مبدل گردیدند و وضعیت نسبتاً مناسبى پیدا كردند. اما اگر بخواهیم به این پرسش كه چگونه منچستریونایتد به صورت تیم فعلى درآمد پاسخ دهیم، باید این نكته را باور داشته باشیم كه تیم فعلى آنها حاصل تلاش ۲۵ سال كار سخت مربیان بود. با این وجود آنها بعد از سال ۱۹۴۵ شروع به پیشرفت عجیبى كردند و حتى حادثه غم انگیز سال ۱۹۵۸ كه در آن بیشتر شاگردان مربى موفق آنها (بازبى) بر اثر سانحه هوایى كشته شدند هیچ تأثیرى در آن روند ایجاد نكرد و عاملى را به وجود آورد تا بازبى با بازماندگان آن سانحه، تیم خود را از نو بسازد و عامل قهرمانى غرورانگیز این تیم در مسابقات جام قهرمان اروپا در فصل ۱۹۶۸-۱۹۶۷ محسوب شود. این افتخارى بود كه بازبى به عنوان اولین انگلیسى موفق به انجام آن شد اما این پایان كار منچسترى ها نبود. آنها بار دیگر توانستند این افتخار را در زمان سرآلكس فرگوسن در سال ۱۹۹۹ و در یك فینال سخت و به یاد ماندنى وتقریباً غیرممكن تكرار كنند و تیمشان را صاحب سومین افتخار اروپایى نمایند. در آن زمان منچستریونایتد توانست در وقت هاى تلف شده نیمه دوم و در شرایطى كه هیچ امیدى به پیروزى نداشت، ۲ گل زیبا را به ثمر برساند كه در نوع خود بى نظیر بود. اما آنها با این كار علاوه بر اینكه موفق شدند خود را به یك افتخار بزرگ برسانند، براى فرگوسن با تجربه نیز ارزش و اعتبار تازه اى خریدند و او توانست به شهرتى هم سطح مربى موفق و اسطوره اى گذشته تیم دست یابد.



  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:21 ب.ظ
نوع مطلب: (ورزشی ،) توسط: احسان اسفندیاری

ث. میلان (یا میلان)یکی از پرافتخارترین باشگاههای‌ فوتبال جهان است و همانطور که از نام آن پیداست در شهر میلان ایتالیا قرار دارد.

این تیم با سیصد و چهل میلیون طرفدار، پرطرفدارترین تیم جهان محسوب می شود. تیم منچستر یونایتد ازین لحاظ در مرتبه دوم قرار دارد.

لقب این تیم «روسونری» (قرمز و سیاه) و نام ورزشگاه آن سن سیرو است.

لباس اول تیم بلوز راه راه مشکی و قرمز همراه با شورت مشکی (یا در بعضی اوقات سفید)، لباس دوم بلوز و شورت سفید و لباس سوم بلوز و شورت مشکی است.

این باشگاه در ۱۶ دسامبر سال ۱۸۸۹ با نام «باشگاه کریکت میلان» به وسیلهٔ «آلفرد ادواردز» و «هربرت کیلپین» انگلیسی دایر شد و به دلیل انگلیسی بودن مؤسسان، اسم باشگاه به جای میلانو (تلفظ ایتالیایی) میلان نام گرفت.

مالک کنونی باشگاه سیلویو برلوسکونی و سرمربی کنونی آن کارلو آنجلوتی (معروف به کارلتو) است.

کاپیتان پائولو مالدینی یکی از محبوبترین و معروفترین بازیکنان دههٔ اخیر میلان فرزند چزاره مالدینی (بازیکن سابق همین تیم) می باشد.

تاریخچه:

این باشگاه، در ابتدا به عنوان باشگاه کریکت، توسط دو انگلیسی به نام های آلفرد ادواردس و هربرت کیلپین در سال ۱۸۹۹ تاسیس(پایه گذاری) شد.به دلیل خاستگاه این باشگاه، از تلفظ انگلیسی نام شهر میلان، به جای تلفظ ایتالیایی این شهر(میلانو) در نام این باشگاه استفاده شده است. آث میلان اولین عنوان قهرمانی خود در جام قهرمانی ایتالیا را در سال ۱۹۰۱ بدست آورد.

در سال ۱۹۰۸، این باشگاه ایجاد شکاف در خود را به دلیل اختلافات داخلی در موضوع امضای قرارداد با بازیکنان خارجی تجربه کرد، که این موضوع باعث تشکیل باشگاه دیگری در شهر میلان به نام اینتر میلان شد. میلان با به دست آوردن مقام قهرمانی در جام باشگاه های اروپا با پیروزی بر تیم بنفیکا پرتغال در مرحله پایانی سال ۱۹۶۳، مقبولیت جهانی خود را ضمانت کرد. آنها همچنین با تکرار قهرمانی در سال ۱۹۶۹، موفق به کسب عنوان قهرمانی در جام بین قاره ای (جام باشگاه های جهان امروزی) در همین سال شد.

به دنبال استعفای جیانی ریورا، میلان دوران افت را هم تجربه کرد. دورانی که ماجرای توتونرو یا همان شرط بندی و پرداخت رشوه از سوی باشگاه برای تغییر نتیجه مسابقات در سال ۱۹۸۰ و مجازات حضور در سری ب را برای میلان در پی داشت. آنها بعد از آن سریعاً خود را به سری آ رساندند ولی در فصل ۸۱-۸۲ با قرارگیری در منطقه خطر سری آ، مجدداً به سری ب بازگشتند.

در سال ۱۹۸۶، سیلویو برلوسکونی، این باشگاه را خریداری کرد و با به خدمت گرفتن آریگو ساکی (۱۹۸۷) به عنوان سرمربی و بازیکنانی همچون مارکو فان باستن، روود گولیت و فرانک رایکارد دوران شکوفایی مجدد این باشگاه آغاز شد. آریگو ساکی در اولین دوره مربیگری خود در میلان (۱۹۹۱-۱۹۸۷) موفق به کسب ۸ عنوان قهرمانی شد (یک قهرمانی سری آ، یک قهرمانی سوپر جام ایتالیا، ۲ قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا، ۲ قهرمانی سوپر جام اروپا و ۲ قهرمانی جام کنفدراسیون ها). وی در این دوره یک نایب قهرمانی در سری آ و یک نایب قهرمانی در کوپا ایتالیا را نیز در کارنامهٔ خود دارد.در سال ۱۹۹۲ میلان اسکودتوی سری آ را بدون حتی یک شکست به دست آورد. این مهم را تاکنون هیچ تیم دیگری در سری آ تکرار نکرده است.

در فصل ۰۵-۲۰۰۶ در پی تخلفات مربوط به تعیین داوران مسابقات سری آ، کمتیه انضباطی رأی به کسر ۱۵ امتیاز در شروع فصل ۰۷-۲۰۰۶ و عدم حضور این تیم در لیگ قهرمانان اروپا را صادر کرد که این حکم بعداً به کاهش هشت امتیاز و حضور در لیگ قهرمانان اروپا، کاهش پیدا کرد.



  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:20 ب.ظ
نوع مطلب: (ورزشی ،) توسط: احسان اسفندیاری

تاریخچه باشگاه چلسی 

نام باشگاه : چلسی

نام کشور:انگلیس

شهر:لندن

تاریخ تاسیس:۱/۱/۱۹۰۵

ورزشگاه:استامفورد بریج

پایه گذاران اصلی تیم :برادران میرس(سرمایه گذاران بزرگ دهه ی ۲۰تا۳۰)

نام مربی:خوزه مورینیو

رئیس باشگاه:آبراموویچ

آخرین عنوان در لیگ برتر انگلیس:قهرمان فصل (۲۰۰۵-۲۰۰۴)

چلسی در ابتدا یک تیم محله ای بود که برادران میرس که علاقه ی زیادی به فوتبال داشتند به عنوان

یک تیم کوچک پایه گذاری کردند.آنها با تبلیغات بسیار توانستند بازیکنان نسبتا خوبی به تیم جذب

کنندو به دسته ی دوم لیگ انگلیس راه یابند.پس از دو سال از دسته ی دوم به دسته ی برتر راه یافتند

در دسته ی برتر چندان موفق نبودند و باز به دسته ی دوم سقوط کردند ولی این پایان کار نبودو آنها با

تعویض مربی خود به دسته ی برتر راه یافتند و تا هم اکنون با خوزه مورینیوی پرتغالی که آنها را پس از

۵۰سال قهرمان انگلیس کرد به کار خود ادامه میدهد.  

افتخارات داخلی:۲بار قهرمانی لیگ جزیره-۲بار قهرمانی دسته ی دوم جیره

۵بار نایب قهرمان دسته ی دوم جزیره-۴بار نایب قهرمان جام اتحادیه-۴بار

قهرمان جام اتحادیه-۲بار قهرمان جام حذفی.

افتخارات اروپایی:۲بار قهرمان جام برندگان جام اروپا-۱بار قهرمان سوپر کاپ

اروپا.

                  

   



  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:19 ب.ظ
نوع مطلب: (ورزشی ،) توسط: احسان اسفندیاری

تاریخچه باشگاه بارسلونا


 

نام باشگاه: بارسلونا FCBarcelona

تاسیس : 1899

رئیس باشگاه : خوان لاپورتا

 سایت اختصاصی: www.FCBarcelona.com

ورزشگاه : نیوكمپ campnou

گنجایش : 100000 نفر


 

شماره تماس روابط عمومی باشگاه: 0034934963600

رنگ لباس : پیراهن آبی وقرمز، شورت آبی


     لباس دوم : لباس سراسر مشكی با نوار مدرب ابی و اناری



كوتاه از بارسلونا

بارسلونا اولین قهرمان تاریخ جام یوفاست.
بارسلونا از معدود تیم هایی است كه هر 4 جام اروپا را فتح كرده است.
 بارسلونا در سرتاسر جهان دارای 1504 كانون هواداری است.
 بارسلونا از معدود تیم هایی است كه بر روی پیراهنش از تبلیغ استفاده نمی كند.
 هیات مدیره بارسلونا با 20 عضو ثابت و 6 عضو افتخاری در كنار هیات مشاور 32 نفره در باشگاه فعالیت می كند.
 رییس باشگاه با رای گیری از هواداران باشگاه تعیین میشود.

بودجه باشگاه حدودا 170 میلیون یورو است .

در این باشگاه افراد مشهور زیادی چون مارادونا " كرایف " كوبالا " كركسیس " روماریو " استیچكف " سورز " رونالد كومن و رونالدو بازی كرده اند.

بازیكنان غیر اسپانیایی و خارجی در موفقیت بارسا بیشتر از بازیكنان محلی و اسپانیایی تاثیر گذاشته اند .

بارسا بوسیله یك فرد سوئیسی به نام گمپر تاسیس شده است .

در سال 1899 اولین رئیس باشگاه یك مرد انگلیسی به نام والتر وایلد انتخاب شد .

بارسلونا حدود 50 مربی آورده كه نصف آنها خارجی بوده .

همه مربیانی كه با بارسا عنوان و افتخاری آورده اند همگی خارجی بوده اند . هیلنو هررا " رینوس مایكلز " تری ونه بلز و یوهان كرایف .

بارسلونا اولین باشگاه اسپانیایی بود كه حرفه ای شد .

از شروع بازیكنان پیراهن آبی و اناری بر تن می كردند . اما در آن زمان نصف پیراهن آبی و نصف دیگر اناری بود و شرط سفید به پا می كردند

اولین بازی بارسلونا تركیبی از بازیكنان این تیم و چند بازیكن انگلیسی بود كه این تیم توانست 1 بر 0 حریف خود را شكست دهد

در سال 1922 بارسلونا به استادیو جدیدی دست یافت به نام لاس كورتس این ورزشگاه جایگاه 35000 نفر را داشت وبه كلیسای فوتبال معروف بود و این  اولین ورزشگاه بارسا بود .  

در 14 ژوئن 1925 گروه نوازندگی یك كشتی انگلیسی سرود ملی كاتالاتنیا را در ورزشگاه بارسلونا اجرا كرد كه با این كار یك پدیده اجتماعی پیش بینی نشده ای در فوتبال ظهر كرد .

بارسلونا هواداران بسیار زیادی دارد كه معروفترین آنها عبارتند از : مونتسرات كاباله "* خواننده سوپرانو . خوسپ كارراس"خواننده تنور . آرانچا سانچز ویكاریو"تنیسور زن اسپانیایی .

بارسا القاب زیادی دارد:  

1- "BARCA "

2- در گویش اسپانیایی " باركا " و در گویش كاتالانی " بارشه "  

3- آزور لگرنا و بلوگرنا به معنای آبی واناری

4- كاتالان ها

موزه استادی یكی از بهترین موزه های شهر بارسلون است . این موزه نمایانگر اثر باشگاه بر كاتالانیا می باشد . در آنجا شما می توانید عكس های بسیار بزرگ " مدل و نقشه بسیار كامل و بزرگ نو كمپ " كفش های كومن " پیراهن كرایف " بلیط هر فصل باری های بارسا در گذشته و ....... . در این موزه یك سینمای كوچك وجود دارد كهشما می توانید تاریخچه باشگاه را به صورت تصویری ببینید .

بارسلونا كالاهای تجاری بیشتری در برابر باشگاههای دیگر در اسپانیا به فروش می رساند . و درآمد آنها از این راه حدودا 30 میلیون دلار در سال است .


در حقیقت می توان گفت نه تنها كاتالان ها ، بلكه همه ساكنان منطقه باسك جان خود را فدای اناری ها می كنند. بارسا همیشه به داشتن بیشترین و متعصب ترین هواداران مشهور بوده است. هوادارانی كه شاید پیش از علاقه به بارسا، از تیم های شهر مادرید متنفرند، به خصوص رئالی كه در این چند سال حقیقتاً موی دماغ بارسلونا بوده است!

 

پیراهن بارسلونا حكم پرچم كاتالانیا دارد و به خاطر تقدسش تبلیغی روی ان درج نمی شود اما برای اولین با یك company این اجازه را پیدا كرد تا نماد خود را در اندازه های بسیار كوچك و به عنوان مارك لباس بر روی ان درج كند.

 

بارسلونا شهری درایالت باسك واقع در نیمه شرقی كشور اسپانیاست. این قسمت از كشور اسپانیا همیشه مشكلات زیادی برای دولتمردان این كشور به وجود آورده است. كاتالان ها هیچ كدام از حكومت های اسپانیایی را نمی پذیرند و به دنبال استقلال هستند! بنابراین دشمن اصلی سلطنت اسپانیا محسوب می شوند.

در سال 1899 كاتالان ها بر آن شدند كه با تاسیس یك تیم فوتبال ، عقاید و نظریات خود را به این سبك مطرح كنند.

به دلیل همان فشارهای سیاسی، بارسلونا درابتدا مشكلات زیادی داشت. این تیم دورنگ آبی و اناری را به عنوان نماد كاتالان ها برتن كرد و دراولین بازی خود در یك دیدار دوستانه به مصاف یك تیم محلی انگلیس رفت و با یك گل شكست خورد. اما چیزی به آغاز روزهای طلایی مردان كاتالان باقی نمانده بود



  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:18 ب.ظ
نوع مطلب: (علمی ،) توسط: احسان اسفندیاری

حافظ شیرازی، شمس الدین محمد

(سال و محل تولد: 726 هـ.ق- شیراز ، سال و محل وفات: 791 هـ.ق- شیراز)

شمس الدین محمد حافظ ملقب به خواجه حافظ شیرازی و مشهور به لسان الغیب از مشهورترین شعرای تاریخ ایران زمین است که تا نام ایران زنده و پا برجاست نام وی نیز جاودان خواهد بود.

با وجود شهرت والای این شاعران گران مایه در خصوص دوران زندگی حافظ بویژه زمان به دنیا آمدن او اطلاعات دقیقی در دست نیست ولی در حدود سال 726 ه.ق در شهر شیراز به دنیا آمد است.

اطلاعات چندانی از خانواده و اجداد خواجه حافظ در دست نیست و ظاهراً پدرش بهاء الدین نام داشته و در دوره سلطنت اتابکان فارس از اصفهان به شیراز مهاجرت کرده است. شمس الدین از دوران طفولیت به مکتب و مدرسه روی آوردو آموخت سپری نمودن علوم و معلومات معمول زمان خویش به محضر علما و فضلای زادگاهش شتافت و از این بزرگان بویژه قوام الدین عبدا... بهره ها گرفت.

خواجه در دوران جوانی بر تمام علوم مذهبی و ادبی روزگار خود تسلط یافت.

او هنوز دهه بیست زندگی خود را سپری ننموده بود که به یکی از مشاهیر علم و ادب دیار خود تبدل شد. وی در این دوره علاوه بر اندوخته عمیق علمی و ادبی خود قرآن را نیز کامل از حفظ داشت و از این روی تخلص حافظ بر خود نهاد.

دوران جوانی حافظ مصادف بود با افول سلسله محلی اتابکان فارس و این ایالات مهم به تصرف خاندان اینجو در آمده بود. حافظ که در همان دوره به شهرت والایی دست یافته بود مورد توجه و امرای اینجو قرار گرفت و پس از راه یافتن به دربار آنان به مقامی بزرگ نزد شاه شیخ جمال الدین ابواسحاق حاکم فارس دست یافت.

دوره حکومت شاه ابواسحاق اینجو توأم با عدالت و انصاف بود و این امیر دانشمند و ادب دوست در دوره حکمرانی خود که از سال 742 تا 754 ه.ق بطول انجامید در عمرانی و آبادانی فارس و آسایش و امنیت مردم این ایالت بویژه شیراز کوشید.

حافظ از لطف امیرابواسحاق بهره مند بود و در اشعار خود با ستودن وی در القابی همچون (جمال چهره اسلام) و (سپهر علم وحیاء) حق شناسی خود را نسبت به این امیر نیکوکار بیان داشت.

پس از این دوره صلح و صفا امیر مبارزه الدین مؤسس سلسله آل مظفر در سال 754 ه.ق بر امیر اسحاق چیره گشت و پس از آنکه او را در میدان شهر شیراز به قتل رساند حکومتی مبتنی بر ظلم و ستم و سخت گیری را در سراسر ایالت فارس حکمفرما ساخت.

امیر مبارز الدین شاهی تند خوی و متعصب و ستمگر بود.حافظ در غزلی به این موضوع چنین اشاره می کند:

راستی خاتم فیروزه بو اسحاقی ----- خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ ----- که زسر پنجه شاهین قضا غافل بود

لازم به ذکر است حافظ در معدود مدایحی که گفته است نه تنها متانت خود را از دست نداده است بلکه همچون سعدی ممدوحان خود را پند داده و کیفر دهر و ناپایداری این دنیا و لزوم رعایت انصاف و عدالت را به آنان گوشزد کرده است.

اقدامات امیر مبارزالدین با مخالفت و نارضایتی حافظ مواجه گشت و وی با تاختن بر اینگونه اعمال آن را ریاکارانه و ناشی از خشک اندیشی و تعصب مذهبی قشری امیر مبارز الدین دانست.

سلطنت امیر مبارز الدین مدت زیادی به طول نیانجامید و در سال 759 ه.ق دو تن از پسران او شاه محمود و شاه شجاع که از خشونت بسیار امیر به تنگ آمده بودند توطئه ای فراهم آورده و پدر را از حکومت خلع کردند. این دو امیر نیز به نوبه خود احترام فراوانی به حافظ می گذاشتند و از آنجا که بهره ای نیز از ادبیات و علوم داشتند شاعر بلند آوازه دیار خویش را مورد حمایت خاص خود قرار دادند.

 
     
اواخر زندگی شاعر بلند آوازه ایران همزمان بود با حمله امیر تیمور و این پادشاه بیرحم و خونریز پس از جنایات و خونریزی های فراوانی که در اصفهان انجام داد و از هفتاد هزار سر بریده مردم آن دیار چند مناره ساخت روبه سوی شیراز نهاد.

مرگ حافظ احتمالاً در سال 971 ه.ق روی داده است و حافظ در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد و از آن پس آن محل به حافظیه مشهور گشت.

نقل شده است که در هنگام تشییع جنازه خواجه شیراز گروهی از متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفروی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند.

در مشاجره ای که بین دوستداران شاعر و مخالفان او در گرفت سرانجام قرار بر آن شد تا تفألی به دیوان خواجه زده و داوری را به اشعار او واگذارند. پس از باز کردن دیوان اشعار این بیت شاهد آمد:

قدیم دریغ مدار از جنازه حافظ ----- که گرچه غرق گناه است می رود به بهشت

حافظ بیشتر عمر خود را در شیراز گذراند و بر خلاف سعدی به جز یک سفر کوتاه به یزد و یک مسافرت نیمه تمام به بندر هرمز همواره در شیراز بود.

وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.

نقل شده است که وی مورد احترام فراوان سلاطین آل جلایر و پادشاهان بهمنی دکن هندوستان قرار داشت و پادشاهان زیادی او را به پایتخت های خود دعوت کردند. حافظ تنها دعوت محمود شاه بهمنی را پذیرفت و عازم آن سرزمین شد ولی چون به بندر هرمز رسید و سوار کشتی شد طوفانی در گرفت و خواجه که در خشکی، آشوب و طوفان حوادث گوناگونی را دیده بود نخواست خود را گرفتار آشوب دریا نیز بسازد از این رو از مسافرت شد.

شهرت اصلی حافظ و رمز پویایی جاودانه آوازه او به سبب غزلسرایی و سرایش غزل های بسیار زیباست.

ویژگی های شعر حافظ

برخی از مهم ترین ابعاد هنری در شعر حافظ عبارتند از:

1- رمز پردازی و حضور سمبولیسم غنی

رمز پردازی و حضور سمبولیسم شعر حافظ را خانه راز کرده است و بدان وجوه گوناگون بخشیده است. شعر وی بیش از هر چیز به آینه ای می ماند که صورت مخاطبانش را در خود می نمایاند، و این موضوع به دلیل حضور سرشار نمادها و سمبول هایی است که حافظ در اشعارش آفریده است و یا به سمبولهای موجود در سنت شعر فارسی روحی حافظانه دمیده است.
چنان که در بیت زیر "شب تاریک" و "گرداب هایل" و . . . را می توان به وجوه گوناگون عرفانی، اجتماعی و شخصی تفسیر و تأویل کرد:
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

2-رعایت دقیق و ظریف تناسبات هنری در فضای کلی ادبیات

این تناسبات که در لفظ قدما (البته در معنایی محدودتر) "مراعات النظیر" نامیده می شد، در شعر حافظ از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

به روابط حاکم بر اجزاء این ادبیات دقت کنید:

ز شوق نرگس مست بلند بالایی
چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم
شدم فسانه به سرگشتگی که ابروی دوست
کشیده در خم چوگان خویش، چون گویم

3-لحن مناسب و شور افکن شاعر در آغاز شعرها

ادبیات شروع هر غزل قابل تأمل و درنگ است. به اقتضای موضوع و مضمون، شاعر بزرگ لحنی خاص را برای شروع غزلهای خود در نظر می گیرد، این لحنها گاه حماسی و شورآفرین است و گاه رندانه و طنزآمیز و زمانی نیز حسرتبار و اندوهگین.

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

***

من و انکار شراب این چه حکابت باشد
غالباً این قدرم عقل و کفایت باشد

***

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
باید برون کشید از این ورطه رخت خویش

4- طنز

زبان رندانه شعر حافظ به طنز تکیه کرده است. طنز ظرفیت بیانی شعر او را تا سر حد امکان گسترش داده و بدان شور و حیاتی عمیق بخشیده است. حافظ به مدد طنز، به بیان ناگفته ها در عین ظرافت و گزندگی پرداخته و نوش و نیش را در کنار هم گرد آورده است.
پادشاه و محتسب و زاهد ریاکار، و حتی خود شاعر در آماج طعن و طنز شعرهای او هستند:

فقیه مدرسه دی مست بود و فتوا داد
که می حرام، ولی به ز مال او قافست

باده با محتسب شهر ننوشی زنهار
بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد

5- ایهام و ابهام

شعر حافظ، شعر ایهام و ابهام است، ابهام شعر حافظ لذت بخش و رازناک است.
نقش موثر ایهام در شعر حافظ را می توان از چند نظر تفسیر کرد:
اول، آن که حافظ به اقتضای هنرمندی و شاعریش می کوشیده است تا شعر خود را به ناب ترین حالت ممکن صورت بخشد و از آنجا که ابهام جزء لاینفک شعر ناب محسوب می شود، حافظ از بیشترین سود و بهره را از آن برده است.
دوم آن که زمان پرفتنه حافظ، از ظاهر معترض زبانی خاص طلب می کرد؛ زبانی که قابل تفسیر به مواضع مختلف باشد و شاعر با رویکردی که به ایهام و سمبول و طنز داشت، توانست چنین زبان شگفت انگیزی را ابداع کند؛ زبانی که هم قابلیت بیان ناگفته ها را داشت و هم سراینده اش را از فتنه های زمان در امان می داشت.

سوم آن که در سنن عرفانی آشکار کردن اسرار ناپسند شمرده می شود و شاعر و عارف متفکر، مجبور به آموختن زبان رمز است و راز آموزی عارفانه زبانی خاص دارد. از آن جا که حافظ شاعری با تعلقات عمیق عرفانی است، بی ربط نیست که از ایهام به عالیترین شکلش بهره بگیرد:

دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی خواجه، در این عهد وفا نیست

ایهام در کلمه "عهد" به معنای "زمانه" و "پیمان"

دل دادمش به مژده و خجلت همی برم
زبن نقد قلب خویش که کردم نثار دوست

ایهام در ترکیب "نقد قلب" به معنای "نقد دل" و "سکه قلابی"

عمرتان باد و مرادهای ساقیان بزم جم
گر چه جام ما نشد پر می به دوران شما

ایهام در کلمه "دوران" به معنای "عهد و دوره" و "دورگردانی ساغر"

تفکر حافظ عمیق و زنده پویا و ریشه دار و در خروشی حماسی است. شعر حافظ بیت الغزل معرفت است.

جهان بینی حافظ

از مهمترین وجوه تفکر حافظ را می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- نظام هستی در اندیشه حافظ همچون دیگر متفکران عارف، نظام احسن است، در این نظام گل و خار در کنار هم معنای وجودی می یابند.

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

فکر معقول بفرما، گل بی خار کجاست؟

من اگر خارم اگر گل، چمن آرایی هست
که از آن دست که او می کشدم می رویم

2- عشق جان و حقیقت هستی است و در دریای پرموج و خونفشان عشق جز جان سپردن چاره ای نیست.

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

عقل می خواست کز آن شعله چراغ افروزد
دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد

3- تسلیم و رضا و توکل ابعاد دیگری از اندیشه و جهان بینی حافظ را تشکیل می دهد.

آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است و اگر باده مست

تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست
راهرو گر صد هنر داد توکل بایدش

4- فرزند زمان خود بودن، نوشیدن جان حیات در لحظه، درک و دریافت حالات و آنات حقیقی زندگی

به مأمنی رو و فرصت شمر طریقه عمر
که در کمینگه عمرند قاطعان طریق

فرصت شما و صحبت کز این دو راهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان بهم رسیدن

5- انتظار و طلب موعود،

انتظار رسیدن به فضایی آرمانی از مفاهیم عمیقی است که در سراسر دیوان حافظ به صورت آشکار و پنهان وجود دارد، حافظ گاه به زبان رمز و سمبول و گاه به استعاره و کنایه در طلب موعود آرمانی است. اصلاح و اعتراض، شعر حافظ را سرشار از خواسته ها و نیازهای متعالی بشر کرده است:

 
     
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
که از انفاس خوشش بوی کسی می آید

***

ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

***

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور



  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:18 ب.ظ
نوع مطلب: (ورزشی ،) توسط: احسان اسفندیاری

تأسیس یك باشگاه ورزشی نمودند و به دلیل اینكه اعضای این باشگاه همگی دوچرخه سوار بودند، نام آن را باشگاه «دوچرخه سواران» نهادند. اولین اعضای این باشگاه در بدو تأسیس عبارت بودند از: جانان پور، خاكزاد، گیتی، گریش، كلانی، مهدیون، حسینی،میرزائی و خشایار. رفته رفته دوچرخه سواران در سایر رشته های ورزشی نیز از قبیل والیبال، بسكتبال،پینگ پونگ، وزنه برداری، كشتی، شنا، فوتبال، و .... تصمیم به فعالیت گرفت. در این زمان تیم فوتبال « تور » كه توسط مرحوم علی دانائی فرد تشكیل شده بود، توانست در یك رقابت، تیم فدرتمند كارگران آبادان را شكست دهد. بنابراین مورد توجه ویژه باشگاه دوچرخه سواران قرار گرفت. مسئولان وقت این باشگاه با مؤسس تیم تور به توافق رسیدند تا از آن پس این تیم با نام تیم فوتبال دوچرخه سواران در مسابقات شركت نماید. پس از یك سازمان دهی نسبی در باشگاه، « پرویزعموقلی، گرائیلی، دانایی فرد و سیدآقاجلالی » به عنوان هیئت مدیره انتخاب شدند. بنابر این تیم فوتبال دوچرخه سواران در سال 1325 اولین حضور رسمی خود را در مسابقات باشگاهی با كسب دو عنوان نایب قهرمانی مسابقات باشگاه های تهران و نایب قهرنانی جام خذفی تهران با موفقیت به پایان رسانید و سال 1326 نخستین سال صدرنشینی این تیم با قهرمانی در مسابقات جام حذفی تهران بود. اولین دیدار رسمی باشگاه دوچرخه سواران در پانزدهم اسفندماه 1328 در مقابل تیم شاهین با حضور 2000 تماشاگر در ورزشگاه امجدیه « شهید شیرودی فعلی » برگزار گردید كه طی آن اولین گل تاریخ فوتبال این تیم توسط بیوك جدی كار از نقطه كرنر به درون دروازه شاهین ارسال شد و این تیم با نتیجه یك بر صفر مقابل شاهین نخستین پیروزی خود را جشن گرفت. این باشگاه در سال 1328 نام خود را تغییر داده و عنوان « تاج » را برگزید و در همین سال مقام قهرمانی باشگاه های تهران را نیز كسب كرد. از آن به بعد « تیم فوتبال تاج » به دلیل حضور تعدادی از نظامیان در تركیب آن بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. و از آنجا كه مرحوم علی دانایی فرد، پایه گزار فوتبال این باشگاه، به رده های پایه ای توجه ویژه ای داشتند،تیم تاج بر آن شد تا اقدام به تأسیس شعبه هایی در سراسر كشور نماید و تیم های « تورج » « افسر »، « دیهیم »، « كورش » و « اتم » را در رده های سنی پائین بنابر تصمیم اتخاذ شده تأسیس نمود. رفته رفته این باشگاه به عنوان یكی از مطرح ترین تیمهای فوتبال كشور بدل گشت و بازیكنانی از قبیل « بیوك جدی كار، پرویز كوزه كنانی، برادران بیاتی، عارف قلی زاده، و.... » از این تیم ظهور كرده و به اوج شهرت در فوتبال دست یافتند. باشگاه تاج به عنوان میزبان نهایی سومین دوره جام باشگاه های آسیا در سال 1349 ، رقیبان حرفه ای خود را به تهران دعوت كرد و در پایان با غلبه بر نماینده اسرائیل، قهرمانی این دوره از جام را در خانه جشن گرفت كه برخی از بازیكنان این دوره عبارت بودند از: « طالبی، كاروحق وردیان، ناصر حجازی، اكبر كارگر جم، غلامحسین مظلومی، مهدی حاج محمد، علیرضا حاج قاسم، منصور پورحیدری، نصرالله عبداللهی و .... ». با پیروزی انقلاب، تیم تاج به « استقلال » تغییر نام داد و همچنان پر قدرت و درخشان در میدان های سبز مسابقات ظاهر گردید و در سال 1370 بار دیگر عنوان قهرمانی خود را در جام باشگاه های آسیا تكرار نمود. افتخار آفرینان این دوره نیز افرادی چون : « شاهرخ بیانی، شاهین بیانی، مجید نامجومطلق، عبدالعلی چنگیز، مهدی فنونی زاده، امیر قلعه نوعی، عباس سرخاب، حمید بابازاده و .... » بودند. اكنون تیم استقلال به عنوان یكی از پرافتخارترین باشگاههای آسیا و ایران شناخته میشود     



  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:17 ب.ظ
نوع مطلب: (علمی ،) توسط: احسان اسفندیاری

فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنیها , اعتقادات ,هنرها , اخلاقیات ,قوانین ,عادات وهرگونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان بعنوان عضو جامعه کسب شده است.

در
جامعه شناسی و انسان شناسی از فرهنگ تعاریف متعددی عنوان گردیده است . معروفترین و شاید جامع ترین تعریفی که از فرهنگ ارائه گردیده است , متعلق به ادوارد تایلر TYLOR است که در بالا ذکر شد.

تعاریف دیگر فرهنگ

  • رالف لینتون فرهنگ را ترکیبی از رفتار مکتب می‌داند که بوسیله اعضاء جامعه معینی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و میان افراد مشترک است .
  • به نظر ادوارد ساپیر فرهنگ بعبارت از نظامی از رفتارها که جامعه بر افراد تحمیل می‌کند و در عین حال نظامی ارتباطی است که جامعه بین افراد بر قرار می‌کند.

با توجه به تعاریف فوق بطور کلی می‌توان فرهنگ را میراث اجتماعی انسان دانست که او را از سایر حیوانات متمایز می‌سازد. این وجوه تمایز را که منحصر به انسان است می‌توان مبتنی بر چهار ویژگی بشرح زیر دانست :

  • تفکر و قدرت یادگیری
  • تکلم
  • تکنولوژی
  • اجتماعی بودن(زندگی گروهی)

بعضی از صفات فوق را می‌توان در حد بسیار ضعیفی در حیوانات نیز مشاهده نمود که آنها را در حقیقت اعمال و حرکات غریزی باید تلقی نمود و نه ویژگیهای فرهنگی مثل غریزه مادری , لانه سازی و...
فرهنگ انسانی بر عکس در بسیاری از موارد بر غرایز بشری لگام می‌زند و بهمین دلیل چنانچه فرهنگ انسانی را از انسان بگیرند تمایزی بین انسان و حیوان بجای نمی‌ماند.

فرهنگی شدن

فرهنگی شدن در حقیقت هماهنگی و انطباق فرد با کلیه شرایط و خصوصیات فرهنگی است و معمولاً به دو صورت ممکن است واقع شود. اول بصورت طبیعی و تدریجی که همان رشد افراد در داخل شرایط فرهنگی خاص است . دوم بصورت تلاقی دو فرهنگ که بطرق مختلف ممکن است صورت گیرد . فرهنگ در برگیرنده تمام چیزهایی است که ما از مردم دیگر می‌آموزیم و تقریباً اعمال انسان مستقیم و یا غیر مستقیم از فرهنگ ناشی می‌شود و تحت نفوذ آن است . برای روشن شدن مطلب یکی از اعمال انسان را مثال می زنیم : غذا خوردن نیازی بدنی و بیولوژیک است , برای زنده ماندن باید تغذیه کرد ولی وقتی سئوال می‌شود چه باید خورد ؟ چگونه باید خورد؟ چه وقت باید خورد , نفوذ فرهنگ در اعمال انسانی نمودار می‌گردد. برآوردن نیازهای غریزی در انسان با مجموعه‌ای از رفتارهای پیچیده همراه است و این رفتارها را فرهنگ هر جامعه ای شکل می‌دهد . در مورد برآوردن نیاز تغذیه در جوامع مختلف اشکال گوناگونی دیده می‌شود و محدودیت ها , مقررات , قواعد و رسومی هست که افراد هر جامعه را تحت نفوذ می‌گیرند که مثلاً چه باید خورد و از خوردن چه چیز باید پرهیز کرد. فرهنگ بین افراد مشترک است . هر فردی خصوصیاتی منحصر به فرد دارد که ویژه است و دیگران را از آن بهره‌ای نیست . این گونه خصوصیات جزو فرهنگ بشمار نمی‌رود مگر آنکه بوسیله افراد دیگر یاد گرفته شود و بصورت رسوم و عادات گروهی در آید و دیگران در انجام آن شرکت کنند. از طرف دیگر فرهنگ گرد آورده جمع است ,ذخیره دانش انسانی از طریق نسلهای متمادی فراهم شده است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌گردد. و بهمین دلیل غالباً هر اختراعی بر اساس زمینه عینی گذشته که حاصل کوششهای جمعی انسان است متکی می‌باشد.



  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:17 ب.ظ
نوع مطلب: (علمی ،) توسط: احسان اسفندیاری

زاویه:
تعریف:
تصویر

از دوران یک نیم خط حول راسش یک ناحیه ای بوجود می آید که به آن زاویه می گویند. این دوران می توان در جهت عقربه های ساعت یا در جهت خلاف آن باشد ولی در مثلثات جهت دوران برای ایجاد یک زاویه جهت پادساعتگرد است و چنین زاویه ای را زاویه مثلثاتی می گویند. اگر نیم خطی را حول راسش چنان دوران دهیم که دوباره به نقطه شروع دوران بازگردد یک زاویه کامل یا تمام صفحه بوجود می اید. پس یک دایره خود یک زاویه کامل(دوران کامل) است. همچنین اگر نیم خط را چنان دوران دهیم که یک مسیر یک نیم رایره به مرکز راسش راطی کند یک زاویه نیم صفحه بوجود می آید. زاویه را با نام بردن راس یا نام بردن راس و دو ضلعش می خوانند.

  • لازم به ذکر است زاویه ها را با وسیله ای به نام نقاله اندازه گیری می کنند که بر حسب درجه مقیاس بندی شده اند.
تصویر

واحد های اندازه گیری زاویه:
واحد های اصلی برای اندازه گیری زاویه عبارتند از: درجه، گراد و رادیان که در اینجا به تعریف و توضیح آنها می پردازیم:
  • درجه:
اگر محیط یک دایره دلخواه را به 360 قسمت مساوی تقسیم کنیم هر قسمت را یک درجه می نامند. به عبارت دیگر یک درجه یک سیصد و شستم محیط یک دایره است.
تصویر

برای نمایش درجه از علامت استفاده می شود. لذا می توان گفت:

پس به این ترتیب در این مقیاس، زاویه تمام صفحه که یک دور کامل است برابر 360 درجه و زاویه نیم صفحه برابر 180 درجه است.

  • استفاده از واحد درجه(degree) برای اندازه گیری زاویه به بابلی ها منسوب است که با دستگاه اعداد در مبنای 60 کار می کردند. همچنین 360 درجه احتمالا از تعداد روزهای سال بابلی ها نشات گرفته است سالی که دارای 12 ماه 30روزه است.
اجزای درجه:
همان گونه که می دانید معمولا هر واحد دارای اجزایی می باشد. درجه نیز به عنوان یک واحد اندازه گیری دارای اجزایی می باشد که عبارتند از دقیقه و ثانیه.(این اجزا گاهی آرک دقیقه:Arc minute و آرک ثانیه:Arc second نیز گفته میشوند)
هر دقیقه برابر است با یک شصتم درجه.

هر ثانیه برابر یک شصتم دقیقه یا یک سه هزار و شسصدم درجه.

به عنوان مثال اگر اندازه زاویه ای 37 درجه و 30 دقیقه و 15 ثانیه باشد می نویسیم:

  • گراد
اگر محیط یک دایره را به 400 قسمت مساوی تقسیم کنیم هر قسمت را یک گراد می گویند. به عبارت دیگر یک چهارصدم دوران کامل، زاویه ای به اندازه یک گراد پدید می آورد.گراد گاهی گون نیز گفته می شود. برای نمایش گراد از نماد «gr» استفاده می شود. لذا می توان گفت:

پس به این ترتیب در این مقیاس اندازه زاویه تمام صفحه یا یک دور کامل 400 گراد و اندازه زاویه نیم صفحه برابر 200 گراد خواهد بود.

اجزای گراد:
اجزای گراد عبارتند از دسی گراد(dgr) ، سانتی گراد(cgr)، میلی گراد(mgr) که هر کدام به ترتیب یک دهم گراد، یک صدم گراد و یک هزارم گراد می باشند.

به عنوان مثال اگر اندازه زاویه ای 37 گراد و 2 دسی گراد و 8 میلی گرا باشد می نویسیم:
استفاده از این واحد برای زاویه در ریاضیات بسیار کم است.

  • رادیان
دایره ای به شعاع L را در نظر بگیرید. می دانیم محیط این دایره است. یک رادیان اندازه زاویه مرکزی مقابل به کمانی از دایره است که طول کمان روبرو به آن برابر شعاع دایره است.
تصویر

برای نمایش رادیان از نماد«rad» استفاده می کنیم. بنابراین محیط هر دایره برحسب رادیان رادیان است و زاویه نیم صفحه برابر رادیان است. و لذا:
که در آن P محیط دایره است.
با استفاده از تعریف رادیان می توان نتیجه گرفت که اگر طول کمان روبرو به زاویه برابر s و شعاع دایره r باشد آنگاه اندازه زاویه تتا بر حسب رادیان را می توان با یک تناسب ساده چنین محاسبه کرد:

تصویر

به عنوان مثال می خواهیم بدانیم اندازه زاویه مرکزی مقابل به کمانی از دایره که طول آن کمان محیط دایره است چند رادیان است؟
روش حل بدون استفاده از فرمول(اساس یافتن فرمول فوق) به این صورت است: r=طول شعاع
اگر طول کمان برابر باشد آنگاه اندازه زاویه برابر است با رادیان حال اگر
طول کمان برابر باشد اندازه زاویه چقدر می شود؟

  • لازم به توضیح است که پر کاربرد ترین واحد اندازه گیری زاویه رادیان است که بویژه در مثلثات، حساب، فیزیک کاربرد فراوان دارد.

تبدیل واحد های اندازه گیری زاویه به یکدیگر:
دایره ای به شعاع r و زاویه را در دایره در نظر بگیرید:
تصویر

فرض کنید اندازه زاویه برحسب درجه D، برحسب گراد G و برحسب رادیان R باشد. با استفاده از تناسب داریم:
1-
طول کمان اندازه زاویه برحسب درجه
360
D


2-
طول کمان اندازه کمان برحسب گراد
400
G


3--__
طول کمان اندازه زاویه برحسب رادیان
R


از تساوی های فوق رابطه زیر نتیجه می شود:


به عنوان مثال اگر اندازه زاویه ای برابر 20 گراد باشد اندازه این زاویه بر حسب درجه و رادیان به این صورت محاسبه میشود:


  • هر رادیان تقریبا برابر است با 57.3 درجه است.


انواع زاویه ها:
زاویه ها را با توجه به مقدارشان به این صورت طبقه بندی می کنند:
  • زاویه تند:(acute angle) زاویه را تند یا حاده میگوییم هرگاه اندازه اش کمتر از 90 در جه باشد. به عبارت دیگر:
  • زاویه راست:(right angle) زاویه را راست یا قائم میگوییم هرگاه اندازه آن برابر 90 در جه باشد. به عبارت دیگر:
  • زاویه باز:(obtuse angle) زاویه را باز یا منفرجه می گوییم هرگاه بزرگتر از 90 درجه و کمتر از 180 درجه باشد. به عبارت دیگر:
  • زاویه نیم صفحه:(straight angle) زاویه را نیم صفحه میگوییم هرگاه برابر 180 درجه باشد. به عبارت دیگر:
  • زاویه بازتاب:(reflex angle) زاویه را زاویه بازتاب میگوییم هرگاه بزرگتر از 180 درجه و کمتر از 360 درجه باشد. به عبارت دیگر:
  • زاویه کامل:(full angle) زاویه را کامل یا تمام صفحه می گوییم هرگاه برابر 360 درجه باشد. به عبارت دیگر:
~



  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:16 ب.ظ
نوع مطلب: (علمی ،) توسط: احسان اسفندیاری



img/daneshnameh_up/9/96/Geometrie_rectangle1.jpg

در هندسه، مستطیل، یک جهارضلعی با زوایای قائم است.

  • در یک مستطیل اضلاع روبرو دارای طول‌های مساوی هستند.
  • یک مربع نوع خاصی از مستطیل است که دارای چهار ضلع مساوی می‌باشد.
  • یک مربع ،می‌تواند هم یک مستطیل و هم یک متوازی الاضلاع باشد. ولی عکس این مطلب برقرار نیست.
  • برای رسم یک مستطیل باید یا طول دو ضلع آن و یا یک ضلع با یک قطر آنرا داشته باشیم.
  • در یک مستطیل یک جفت از اضلاع را که طویل ترند را طول مستطیل و جفت دیگر اضلاع را که کوتاهترند را عرض مستطیل نامند.
  • مساحت یک مستطیل برابر از ضرب اندازه طول مستطیل در عرض آن حاصل می‌شود.
  • هر مستطیل دارای دو قطر است که اندازه این قطرها از فرمول زیر محاسبه می‌شود:(a طول مستطیل وb عرض آن است)


ویژگی ها

  • مستطیل دارای دو محور تقارن گذرنده از نقاط وسط اضلاع مقابل است.
  • قطر ها، مستطیل را به دو جفت مثلث همنهشت تقسیم می‌کنند.
  • در هر مستطیل نقطه تقاطع قطرها مرکز تقارن است.همچنین قطرهای یک مستطیل هم طول هستند.
  • در هر مستطیل قطرها یکدیگر را نصف میکنند. زوایای داخلی مجاور مکمل و زوایای داخلی مقابل برابرند.
~



  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:15 ب.ظ
نوع مطلب: (علمی ،) توسط: احسان اسفندیاری


img/daneshnameh_up/7/76/are.jpg
مرکز دایره محاطی محل برخورد
عمود منصف های اضلاع مثلث است.

با دانستن خصوصیات بعضی از خطوط مانند ارتفاع یا عمود منصف و یا میانه میتوانیم به نتایج جالبی در مورد دست پیدا کنیم. برخی از این نتایج را بیان میکنیم:
اگر بر سه ضلع مثلث خطوطی را عمود میکنیم به طوریکه این خطوط اضلاع را نصف نمایند.(در واقع عمود منصف اضلاع را رسم میکنیم)در این صورت محل برخورد این سه خط، مرکز دایره ای خواهد بود که مثلث را احاطه میکند . به این دایره، دایره محاطی گویند.این دایره طوری رسم میشود که از سه راس مثلث عبور کند.
طبق قضیه فیثاغورث اگر مرکز دایره محاطی روی یکی از اضلاع قرار گیرد آنگاه زاویه مقابل آن ضلع قائم خواهد بود.به عبارتی دیگر مثلث ما قائم الزاویه خواهد بود. اگر مرکز دایره درون مثلث باشد ،مثلث ما یک مثلث حاده خواهد بود و اگر بیرون مثلث باشد، مثلث از نوع منفرجه خواهد بود.
ارتفاع مثلث خط راستی است که از یک راس مثلث عبور کرده و بر ضلع مقابل آن راس عمود میشود.ضلعی را که ارتفاع بر آن عمود است را قاعده مثلث گویند.طول ارتفاع ، فاصله بین راس و قاعده نظیر ارتفاع است.اگر سه ارتفاع مثلث را رسم کنیم این سه ارتفاع همدیگر را در داخل مثلث قطع میکنند مگر در حالتی که مثلث ،منفرجه باشد.

img/daneshnameh_up/3/3c/NIM2.jpg
محل برخورد نیمسازهای مثلث
مرکز دایره محیطی است.


نیمساز یک زاویه از مثلث خط راستی است که از یک راس مثلث گذشته و آن زاویه را به دو قسمت مساوی تقسیم کند.
اگر نیمسازهای سه زاویه مثلث را رسم کنیم این خطوط در نقطه ای درون مثلث همدیگر را قطع خواهند کرد.این نقطه مرکز دایره محیطی مثلث خواهد بود.این دایره درون مثلث قرار دارد به طوریکه اضلاع مثلث، خطوطی مماس بر دایره هستند.

میانه یک مثلث خط راستی است که از راس مثلث گذشته و ضلع مقابل آن را به دو قسمت مساوی تقسیم میکند. سه میانه مثلث یکدیگر را در نقطه ای به نام مرکز مثلث قطع میکنند البته این نقطه مرکز ثقل مثلث نیز میباشدهمچنین این نقطه هر میانه مثلث را به نسبت 1 به 2 تقسیم میکند به طوریکه فاصله میان راس مثلث تا این نقطه دو برابر فاصله این نقطه تا نقطه میانی ضلع مقابل راس است.

روابط بین ضلع ها

در مثلث مجموع هر دو ضلع، بزرگتر از ضلع سوم است. در مثلث هر ضلع، بزرگتر از تفاضل بین دو ضلع دیگر است.

روابط بین زوایا

  • مجموع زاویه های داخلی مثلث 180 درجه است.
  • مجموع زاویه های خارجی مثلث 360 درجه است.
  • هر زاویه خارجی برابر مجموع دو زاویه داخلی مجاور آن است.

روابط بین ضلع ها و زوایا

  • در مثلث زاویه مقابل به ضلع بزرگتر از زاویه مقابل به ضلع کوچکتر بزرگتر است. ضلع مقابل به زاویه بزرگتر از ضلع مقابل به زاویه کوچکتر بزرگتر است. زوایای مقابل به اضلاع برابر برابرند و برعکس. هر مثلث متساوی الساقین متقارین است. عمود از رأس به قاعده مثلث متساوی الساقین قاعده و زاویه رأس آن را نصف می کند. زوایای قاعده مثلث متساوی الستقین برابرند.
  • در مثلث قائم الزاویه زوایای حاده متمم اند. در مثلث قائم الزاویه متساوی الساقین، زوایای قاعده 45 درجه اند.
  • در مثلث متساوی الاضلاع تمام زوایای داخلی برابرند، هر یک 60 درجه است.
  • مثلثهای متساوی الاضلاع سه محور تقارن دارند.
  • اگر یکی از زوایای مثلث قائم الزاویه ای 30 درجه باشد، ضلع مقابه به آن نصف وتر است.
~



  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:14 ب.ظ
نوع مطلب: (علمی ،) توسط: احسان اسفندیاری



img/daneshnameh_up/3/3f/Excircles.png
یک مثلث (سیاه)
با دایره داخلی (بنفش)،
دوایر خارجی (آبی)،
نیمسازهای زوایای داخلی (قرمز)
و نیمسازهای زوایای خارجی (سبز)


دایره های محاطی داخلی و خارجی یک مثلث

در هندسه، دایره محاطی داخلی یک مثلث بزرگترین دایرهای است که آن مثلث میتواند در بر بگیرد؛ این دایره سه ضلع آنرا لمس مینماید ( بر آنها مماس میباشد). مرکز دایره محاطی مرکز داخلی مثلث نامیده میشود. یک دایره محاطی خارجی مثلث، یک دایره در خارج مثلث است که بر یکی از اضلاع مثلث و امتداد دو ضلع دیگر مماس باشد. هر مثلث دارای سه دایره محاطی خارجی متمایز، که هر کدام بر یکی از اضلاع مثلث مماس میباشد.

مرکز دایره محاطی داخلی بر روی تقاطع نیمسازهای زوایای داخلی قرار دارد. مرکز یک دایره محاطی خارجی بر روی تقاطع نیمساز یک زاویه داخلی و نیمسازهای خارجی دو زاویه دیگر قرار دارد. از این رو، استنباط میگردد که مرکز دایره محاطی داخلی و سه مرکز دایره های محاطی خارجی یک سیستم چهارمرکزی (orthocentric) را تشکیل میدهند.

شعاع این دوایر ارتباط نزدیکی با سطح یک مثلث دارد. اگر S سطح مثلث و اضلاع آن b ،a و c باشند،

شعاع دایره داخلی ( که "شعاع داخلی" نیز گفته میشود) برابر است با: (S/(2(a+b+c).

شعاع دایره خارجی در سمت a برابر است با: (S/(2(-a+b+c

برای دایره در سمت b برابر است با: (S/(2(a-b+c)

و برای دایره در سمت c برابر است با: (S/(2(a+b-c).

از این روابط درمیابیم که دوایر خارجی از دایره داخلی بزرگتراند و بزرگترین دایره خارجی، دایره ای است که به بزرگترین ضلع چسبیده است.







Triangle with incircle, contact triangle and Gergonne point
مثلث با دایره داخلی (سیاه),
مثلث تماس (قرمز)، نقطه جرگونه (سبز)











دایره نه نقطه ای مثلث بر سه دایره خارجی و همچنین دایره داخلی مماس میباشد. نقطه فورباخ(Feuerbach) روی دایره داخلی قرار دارد.

با علامت گذاری رئوس مثلث با B، A و C و سه نقطه تماس دایره داخلی و مثلث با TB، TA و TC (که TA روبروی A قرار داشته و به همین ترتیب بقیه)، مثلث TATBTC مثلث تماس ABC نامیده میشود. دایره داخلی ABC یک دایره محیطی بر TATBTC میباشد. سه خط BTB ، ATA و CTC در یک نقطه



  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:14 ب.ظ
نوع مطلب: (علمی ،) توسط: احسان اسفندیاری

تالس
تالس ملطی
تالس ملطی (به یونانی: Θαλης) در حدود سال ۶۴۰ (پیش از میلاد) در شهر «میلیتوس» بدنیا آمد. بسیاری از او به عنوان اولین فیلسوف یونانی و همچنین پدر علم یاد می‌‌کنند. تالس بیشتر وقت خود را صرف مطالعه ریاضیات و ستاره‌شناسی کرد و فقط به قصد تامین معاش روزانه، به سوداگری پرداخت. تالس از زمرهٔ «ماده‌گرایان» اولیه محسوب می‌شود.
زندگی
پیشینه
تالس در شهر میلتوس در ایونیا (غرب ترکیه امروزی) می‌‌زیست. سالیان حیات تالس به روشنی معلوم نیست. بنا بر یک روایت، وی نود سال زیست، و بنا بر روایتی دیگر هشتاد سال. در طول حیات بلند خود، تالس درگیر فعالیت‌های گوناگون بسیاری شد و نوآوری‌های زیادی انجام داد. عده‌ای معتقدند وی نوشته‌ای از خود به جای نگذاشت و عده‌ای بر این باورند که او نگارندهٔ "دربارهٔ انقلاب نجومی" و "دربارهٔ اعتدال شب و روز" است، هر چند هیچ کدام باقی نمانده است.
تالس در کهولت ملقب به خردمند شد و بعدها که یونانیان برای خود هفت خردمند شناختند، او را نخستین آنان دانستند. تالس سرانجام هنگامی که نظاره‌گر یک مسابقه ورزشی بود، از گرما و تشنگی و ناتوانی جان سپرد.
تجارت
بعضی بر این باورند که تالس تنها یک متفکر صرف نبود، بلکه در تجارت و سیاست هم نقش داشت. هر چند با توجه به فلسفه وی، با انجام کارهای تجاری، هدف وی ثروتمند شدن صرف نبود.
سیاست
زندگی سیاسی تالس بیشتر به درگیری ایونی‌ها در دفاع از آناتولی در برابر قدرت فزایندهٔ ایرانیان که تازه به آن منطقه وارد شده بودند بر می‌‌گردد.
اخلاق
دیدگاه تالس دربارهٔ اخلاق را می‌‌توان از گفتارهای منسوب به وی در دیوجانس لائرتیوس فهمید. نخست او به یک خدای متعالی که نه آغاز است نه پایان قایل است. او معتقد است خداوند عادل است و از بشر هم انتظار اعمال عادلانه دارد. نه ناعادل بودن (آدیکوس)، و نه اندیشهٔ بی عدالتی از دیدگان خدا پنهان نمی‌ماند


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:13 ب.ظ
نوع مطلب: (علمی ،) توسط: احسان اسفندیاری

شرح بیماری


بیماری‌ لایم‌ یک‌ اختلال‌ التهابی‌ که‌ خصوصیات‌ آن‌ عبارت‌ است‌ از یک‌ بثور پوستی‌ که‌ به‌ دنبال‌ آن‌ پس‌ از هفته‌ها تا ماه‌ها علایم‌ مربوط‌ به‌ دستگاه‌ عصبی‌ مرکزی‌، دستگاه‌ قلب‌ و عروق‌ و مفاصل‌ ظاهر می‌گردد. اکثر افراد مبتلا به‌ بیماری‌ لایم‌ دچار ناخوشی‌ شدید نیستند. این‌ عارضه‌ می‌تواند یک‌ بیماری‌ خودمحدودشونده‌ بوده‌ و بدون‌ درمان‌ برطرف‌ شود.
نام‌ بیماری‌ لایم‌ برگرفته‌ از محلی‌ است‌ که‌ اولین‌ بار این‌ بیماری‌ در آنجا توصیف‌ شد. این‌ بیماری‌ در کودکان‌ اغلب‌ با
آرتریت روماتویید جوانان اشتباه‌ می‌شود. بیماری‌ لایم‌ هنوز یک‌ بیماری‌ ناشایع‌ است‌.

علایم‌ شایع‌


  • یک‌ برآمدگی‌ پوستی‌ کوچک‌ قرمز (پاپول‌) بر روی‌ پوست‌ ران‌، باسن‌ یا زیر بغل‌ که‌ تا اندازه‌ 50 سانتی‌متر رشد کرده‌ و معمولاً رشد آن‌ با پاک‌ شدن‌ قسمت‌ مرکزی‌ ضایعه‌ همراه‌ است‌. این‌ ضایعه‌ ممکن‌ است‌ به‌ صورت‌ متعدد ظاهر شود.
  • در مراحل‌ بعد (بروز هریک‌ از موارد زیر):
  • درد و ناراحتی‌ عضلانی‌
  • خستگی‌ و خواب‌آلودگی‌
  • تب‌ و لرز
  • نقص‌ گردنی‌ همراه‌ سردرد
  • درد پشت‌
  • تهوع‌ و استفراغ‌
  • گلودرد
  • بزرگی‌ طحال یا غدد لنفاوی
  • درد مفصلی‌ مهاجر، که‌ نهایتاً با قرمزی‌ و گرمی‌ مفصل‌ همراه‌ است‌.
  • بزرگی‌ قلب‌ و اختلالات‌ ریتم‌ قلب‌

علل‌


عفونت با یک‌ اسپیروکت (نوعی‌ باکتری‌)، به‌ نام‌ بورلیا بورگدورفری ، که‌ در اثر گزش‌ کنه‌ گوزن به‌ انسان‌ منتقل‌ می‌شود. بسیاری‌ بیماران‌ گزش‌ کنه‌ در محل‌ ایجاد ضایعه‌ را سه‌ روز تا چهار هفته‌ قبل‌ از پیدایش‌ ضایعه‌ پوستی‌ گزارش‌ می‌کنند.

عوامل تشدید کننده بیماری


جاهایی‌ که‌ کنه ها در آنجا فراوانند، نظیر علفزار یا بوته‌زار

پیشگیری‌


  • استفاده‌ از لباس‌های‌ محافظ‌ دارای‌ یقه‌ و سرآستین‌ تنگ‌
  • استفاده‌ از ترکیبات‌ مؤثر دفع‌کننده‌ حشرات‌ نظیر دی‌ای‌ای‌تی‌ 100% در نواحی‌ دارای‌ کنه‌
  • برای‌ سگ و گربه خانگی‌ خود از گردن‌بندهای‌ حاوی‌ مواد دفع‌کننده‌ کنه‌ استفاده‌ کنید.
  • بررسی‌ دقیق‌ پوست‌ و برداشتن‌ کنه های‌ یافت‌ شده‌ در سطح‌ پوست.

عواقب‌ موردانتظار


ضایعه‌ پوستی‌ در برخی‌ بیماران‌ با درمان‌ در عرض‌ ده‌ روز قابل‌ علاج‌ بوده‌ و این‌ درمان‌ ممکن‌ است‌ از بروز سایر علایم‌ جلوگیری‌ کند. در غیر این‌ صورت‌، علایم‌ مفصلی‌ و علایم‌ مربوط‌ به‌ دستگاه‌ عصبی‌ مرکزی‌ و دستگاه‌ قلبی‌ عروقی‌ معمولاً به‌ آهستگی‌ در عرض‌ 3-2 سال‌ بطرف‌ می‌گردند. علایم‌ اغلب‌ پس‌ از چند سال‌، بدون‌ گزش‌ مجدد کنه‌، عود می‌کنند.

عوارض‌ احتمالی‌


  • نارسایی احتقانی قلب
  • تغییر شکل‌ دایمی‌ مفصل‌
  • آسیب‌ مغزی‌ دایمی‌ (نادر)
  • اختلال‌ اعصاب‌ خارج‌ مغزی‌ (نوروپاتی‌ محیطی‌)

درمان‌



اصول‌ کلی‌


  • انجام‌ آزمایش‌های‌ خون‌ و نمونه‌برداری‌ پوست (گاهی‌) جهت‌ تشخیص‌
  • درمان‌ زودرس‌ در پیشگیری‌ آسیب‌ عصبی‌ و ایجاد آسیب‌های‌ عصبی‌ برگشت‌ناپذیر اهمیت‌ دارد.
  • استفاده‌ از چوب‌ زیربغل‌ در راه‌ رفتن‌ برای‌ برداشتن‌ وزن‌ از روی‌ مفاصل‌ مبتلا در صورت‌ لزوم‌
  • کمپرس گرم برای‌ کاهش‌ درد مفصلی‌ با حمام‌ داغ‌، یا استفاده‌ از کیسه‌های‌ گرم‌کننده‌، لامپ‌های‌ گرمازا یا درمان‌ با قرارگیری‌ در معرض‌ جریان‌های‌ گردابی‌.

داروها



فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری


تا برطرف‌ شدن‌ علایم‌ التهاب‌ فعال‌ در بستر استراحت‌ کنید. سپس‌ فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری طبیعی‌ خود را به‌ تدریج‌ از سر گیرید.

رژیم‌ غذایی‌


رژیم‌ خاصی‌ نیاز نیست‌.

درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟


  • اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ تان دارای‌ علایم‌ بیماری‌ لایم‌ باشید.
  • اگر دچار علایم ‌ جدید و غیرقابل توجیه‌ شده اید‌. داروهای‌ تجویزی‌ ممکن‌ است‌ با عوارض‌ جانبی‌ همراه‌ باشند.


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:11 ب.ظ
نوع مطلب: (ورزشی ،) توسط: احسان اسفندیاری

فوتبال یک بازی با توپ است که بین دو گروه یازده نفره صورت می گیرد، که هر یک قصد دارند با زدن گل های بیشتر به حریف خود، برنده شوند. فوتبال غالباً توسط پاها بازی می شود، اما ممکن است بازیکنان از هر عضو دیگری به جزء دست و بازویشان برای حرکت دادن توپ استفاده کنند. دروازه بان از این قاعده مستثنی است، و تنها عضوی از تیم است که می تواند در زمین بازی توپ را در دست بگیرد.

آنچه در نزد مردم به عنوان فوتبال شناخته شده است ورزشی است که ملل انگلیسی به آن (Soccer) یا (Association) می گویند و با آن چه آمریکایی ها و کانادایی ها به آن فوتبال می گویند ، فرق دارد و بسیار ساده تر و عملی تر است .
فوتبال بدون شک جذاب ترین و پر طرفدارترین ورزش دنیا است . بیشتر مردم جهان در اندک مدت شیفته فوتبال می شوند . حتی کودک خردسال همین که توپ را می بیند ، به طرفش می دود و آن را با پا می زند . اکثر جوانان و بزرگسالان علاقه مند به فوتبال برای گذراندن اوقات فراغت خود ، به این بازی روی می آورند و یا چون دیگران پای تلویزیون و در میدان ها تماشا گر بازی فوتبال می شوند.بازی فوتبال پر هیجان و زیبا است و انسان را خیلی زود سرگرم می کند ، تا آن جا که در سال های اخیر شیوه های فوتبال نوین ، مردم جهان را بیش از بیش به خود مجذوب کرده است.
گفته می شود که کشور ما بیشترین طرفدار را در سطح قاره آسیاداشته و دارد و از این جهت با کشورهای اروپا و دیگر کشورهای صاحب نام در فوتبال رقابت می کند اگر بخواهیم این رقابت به برتری بینجامد و فوتبال ما بیش از پیش رشد کند ، ناگزیر باید اشکالات کمی و کیفی آن را از راه آموزش بهتر و آموزش زود رس بر طرف کنیم .


تاریخچه فوتبال


از شروع این بازی کسی اطلاع دقیقی ندارد . از منابع باستان شناسی مربوط به قرن چهارم پیش از میلاد مسیح چنین بر می آید که بین سپاهیان ارتش امپراطوری چین نوعی بازی با توپ رایج بوده که شباهت هایی به فوتبال دارد . گزارشاتی نیز وجود دارد که در میان ملل باستان در سرزمین روم ، نوعی بازی در زمین باز با توپ انجام می گرفته که به آن (Harpastum) می گفتند . در میان سایر ملل نیز مشابه این ورزش گزارش شده از جمله در یونان باستان ، مکزیک و ژاپن .
ایرانیان با اقتباس از رومی ها بازی فوتبال را تکامل دادند به طوری که در قرون وسطی فوتبال از محبوبیت مردمی چشمگیری برخوردار بوده و بازی شناخته شده و معروفی گردیده . در این دوران فوتبال را (Melees) می گفتند . بازی در زمین های باز و هموار با دروازه های نسبتا وسیع انجام می گرفته و در همین دوران ، در یکی از نمایشنامه های شکسپیر به نام (Errors) در پرده دوم آن ، کلمه (Football) به این بازی اطلاق گردیده .
در نیمه اول قرن پانزدهم بازی فوتبال یک بازی برای پرورش جسم شناخته شده بود و مدارس عمومی و دانشگاه های اروپا همگی دارای تیم های مستقل و رسما جا افتاده بودند .


تصویر



  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  08:05 ب.ظ
نوع مطلب: (علمی ،) توسط: احسان اسفندیاری

چین کشوری است آسیایی که با 779/560/9 کیلومتر مربع، سومین کشور جهان از حیث بزرگی محسوب می شود. این کشور همچنین با جمعیتی در حدود یک میلیارد و دویست میلیون نفر، پر جمعیت ترین کشور دنیا است. این کشور با کشورهای ز یادی همسایه است: روسیه، مغولستان، هند، نپال، بوتان، برمه، لائوس، ویتنام، پاکستان، افغانستان و کره شمالی.

93% مردم آن را نژاد هان، 3/1 نژاد شانگ، 8/0% را نژاد هوی و 6/4% را دیگر نژادهای تشکیل داده است.

بیشتر مردم چین بی دینند. و البته بسیاری از آنان تحت تعالیم بودا و کنفوسیوس قرار دارند. از شهرهای مهم آن بجز پکن که پایتخت آن است، می توان شانگهای، تین تین، چونگ کنگ و کانتون را نام برد.

چین از حیث تنوع خاک و زمین، کشوری غنی است و منابع زیرزمینی فراوانی دارد.
از نظر تاریخی نیز چین کشوری با قدمت طولانی محسوب شده و تمدن آن بسیار کهن است. قدیمی ترین حکومتی که از آن اطلاع داریم، حکومت خاندان شانگ است که در 1523 قبل از میلاد، تشکیل گردید.
در طول صدها سال چین وقایع مختلفی و حکومتهای فراوانی را به خود دید، آئین های بودایی و کنفوسیوسی در چین رواج یافتند و نتایج تمدنهاای دیگر نظیر هند و ایران و مصر به آن راه یافتند. مثلاً دیوار بزرگ چین که از بنا های اعجاب انگیز بشر است در نخستین دوره امپراتوری آن تأسیس گردید.

درسال 1279 میلادی، مغولها سرانجام مقاومت چین جنوبی را در هم شکستند و بدین ترتیب، برای اولین بار، سراسر چین تحت سلسله های خارجی در آمد.
از قرون پانزده و شانزده میلادی پای اروپائیها به چین باز شد و حتی آنها حکومتهایی هم در نقاط مختلف این کشور برپا کردند، در قرن بیستم و طی جنگ جهانی دوم، ژاپن قسمتهایی از چین یعنی منچوری را اشغال کرد.

سرانجام در سال 1949 ، چین تحت سلطه کمونیست ها استقلال کامل یافت و به کشوری مقتدر تبدیل شد .



  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  03:29 ب.ظ

" زیاریان " و " بوییان " دوخانواده ایرانی از نواحی مازندران و گیلان بودند كه توانستند به حكومت ایران برسند .

در واقع، بعد از حكومت نیمه مستقل طاهریان و پس از صفاریان و در ایام امارت امری سامانی در ماوراءالنهر، خانواده های از مازندران و سپس گیلان توانستند بر قسمت عمده ایران غربی ، یعنی از خراسان تا بغداد تسلط یابند .

حكومت این خانواده ها به دو نام مشخص و دو دوره پی در پی در تاریخ شهرت یافته : زیاریان (‌آل زیار ) و دیلمیان (بوییان ، آل زیار ) .

آل زیار

سرزمینهای طبرستان و دیلم كه در قسمت شمالی البرز و در پناه كوهها و دره های صعب العبور و جنگلهای انبوه قرار دارد ، از قدیم الایام ( حتی پیش از اسلام ) حاكمیت خود را حفظ كرده بود ، چنانكه زمان انوشیروان ( خسرو اول 579 – 531 م. ) تا مدتها این ولایت یك نوع حكومت خود مختار داشت .

بعد از فتوحات مسلمانان در اكناف ایران ( با اینكه تا اقصی نقاط خراسان تحت نفوذ اعراب مسلمان در آمد )‌ باز هم طبرستان و دیلمان از حملات آنان محفوظ ماند. خاندانهای قدیم آن ولایت ، مانند اسپهبدان و قارنیان و خانواده جستان ( حدود رودبار و منجیل ) همچنان به آداب و رسوم خود زندگی می كردند . همچنین ، بسیاری مذهب خود را نیز حفظ كردند ، تا روزگاری كه گروههای از عراب طرفدار خاندان حضرت علی ( ع ) و شیعیان زیدیه به آن نواحی پناه بردند و مورد حمایت همان خانواده ها قرار گرفتند . چنانكه وقتی " داعی كبیر " حسن بن زید در آن نواحی سكنی گزید ، جمعی كثیر از مردم طبرستان و گیلان به طرفداری او برخاستند . همچنین در جنگهایی كه میان او و یعقوب لیث صفاری رخ داد ، مردم گیلان از او حمایت بی دریغ نمودند .

آل جستان در روزگاری كه سامانیان بر طبرستان تسلط یافتند ، اغلب به داعیان زیدیه مانند ناصر كبیر (‌ 287 تا 301 ه.ق) همراهی و یاری می نمودند. بعد از آن، رجال صاحب نفوذ ولایت با زیدیه همراهی داشتند، كه از آن جمع میتوان از " ماكان " پسر كاكی و " اسفار " پسر شیرویه و " مرد آویج " پسر زیار نام برد. سامانیان، توسعه قسمت غربی ممالك خود را تا حدود كرمان و گرگان و ری امتداد داده بودند .  با توجه به اینكه در این زمان ، قسمت شمالی را ماكان كاكی و سپهداران او اداره می كردند ، قسمت جنوبی آن كه شامل كرمان و سیستان می شد ،‌ به دست ابو علی محمد بن الیاس كه خود یكی از سرداران ناراضی سامانی بود ، افتاد ( حدود 321 ه.ق. ) . او و فرزندش نزدیك چهل سال بر كرمان و سیستان و قسمتی از فارس حكمرانی داشتند . نیز همانها بودند كه حكومت نشین كرمان را از سیرجان به محل فعلی كرمان منتقل ساختند و قلعه و باروهای شهر را تعمیر كردند .

لازم به ذكراست كه حكومت آل الیاس ، توسط امرای آل بویه از میان رفت ( 357 ه.ق. ) و معزالدوله ، آل الیاس را از سیرجان بیرون كرد .

ماكان كاكی ( كاكو = خالو )‌ ابتدا در دربار سامانیان مقام و شغل داشت و حكومت مازندران از جانب آنان به او تعویض شد. اما ، طولی نكشید كه مورد خشم نصر بن احمد سامانی قرار گرفت . در جنگی كه میان او و ابو علی احمد بن محتاج چغانی – سردار سامانی – در حوالی گرگان روی داد ، ماكان كشته شد ( 329 ه.ق. ) .

مساله طبرستان از همان اوایل طلوع آنها برای سامانیان حل نشده باقی مانده بود . اسفار – پسر شیرویه ، هر چند ابتدا با سامانیان همراه بود ، اما در آخر كار بر آنان شورید و به تدریج گرگان، طبرستان، قزوین، ری، قم و كاشان را در قلمرو خود آورد. اسفار فرماندهی سپاه خود را به یكی از بزرگان ولایت، یعنی مرد آویچ پسر زیار سپرد ، ولی خود با طغیان سربازان رو به رو گردید و در طالقان به قتل رسید ( 316 ه.ق. ) . قلمرو حكومت مردآویچ علاوه بر مازندران و قسمتی از گیلان، به شهرهای ری، قم و كرج و ابهر و بالاخره همدان رسید . حتی سپاه خود را به حدود دینور نیز فرستاد ( 319 ه.ق. ) . مردآویچ، اصفهان را فتح كرد و خیال حمله به بغداد را داشت . وی به زبان آورده بود كه من شاهنشاهی ساسانی را بر می گردانم. او پس از آنكه مراسم جشن سده را در اصفهان بر پای داشت . به علت اختلافی كه میان غلامان ترك و دیلم او پیش آمده ، به دست غلامان ترك در حمام كشته شد . ( 323 ه.ق. ) .

بعد از مردآویچ ، جمعی از یاران او برادرش " وشمگیر " را از مازندران به اصفهان و ری احضار كردند كه حكومت را به بسپارند ، اما ، چنانكه خواهیم دید حكومت ولایتهای عمده دیگر به دست آل بویه افتاد و این خانواده بعضی نواحی قلمرو حكومت خود رابه حوالی مرزهای ایران در عصر ساسانی رساندند . در این مدت ، وشمگیر تنها به حكومت گرگان و قسمتی از مازندران اكتفا كرد ( 323 تا 357 ه.ق.‌)‌. جنگهای او با آل بویه ، به شكست انجامید و تقاضای كمك از نوح بن نصر سامانی نیز بی نتیجه ماند . وشمگیر در حالی كه آماده نبرد با آل بویه می شد ، در حین شكار ، مورد حمله گرازی قرار گرفت و كشته شد ( اول محرم 357 ه.ق.) . بهستون ( بیستون ) پسر وشمگیر ، با برادرش قابوس رقابت داشت و حوزه حكومت قابوس – بعد از مرگ برادر – به همان گرگان منحصر شد . در جنگی كه میان او و آل بویه در حوالی استرآباد در گرفت ، شكست خورد و به خراسان فرار كرد ( 371 ه.ق.) . بعد از آن ، گرگان در دست آل بویه باقی ماند و قابوس نیز در 403 ه.ق. به قتل رسید . بعد از او ، فرزندش منوچهر كه داماد سلطان محمود نیز بود نتوانست بر قلمرو خود بیفزاید و نوشیروان پسرش ، و جستان نوه اش ، تنها به صورت امرای محلی در گرگان تا حدود سالهای 435 ه.ق. حكومت راندند . در تمام مدتی كه قابوس و منوچهر و سایر اولاد زیار در گرگان حكومت نیمه مستقلی داشتند ، خاندان بویه كه دست پرورده مرد آویچ بودند ،  پی در پی به فتوحات تازه دست می یافتند و قلمرو حكومت خود را توسعه می دادند.


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 15 بهمن 1388  03:27 ب.ظ

سه تن از فرزندان بویه كه گویا شغل ماهیگیری در گیلان داشتند، به خدمت امرای آل زیار در آمدند. البته، ماكان كاكی هم از آنان حمایت می كرد. همچنین، " علی "، " احمد " و " حسن " مورد حمایت مردآویچ نیز قرار گرفتند. فتح اصفهان برای مرد آویچ، ظاهرا توسط علی كه برادر بزرگتر بود صورت گرفت. پس از قتل مرد آویچ، غلامان ترك از ترس غلامان دیلمی، به خصوص ابوالحسن علی بن بویه به اطراف گریختند و میدان تنها برای دیلمیان خالی ماند. علی بن بویه به همراه برادر خود، احمد كه كنیه ابوالحسین داشت به فتح اهواز توفیق یافت (‌326 ه.ق.). وی غلامان ترك را كه به سرداری "بجكم " در آنجا پناه گرفته بودند متواری ساخت.

علی بن بویه پس از فتح خوزستان عازم فارس شد و احمد نیز به كرمان روی آورد و به فتح آن ولایت نایل آمد (334-ه.ق)‌. سپس، به بغداد رفت و المستكفی بالله – خلیفه عباسی – را مطیع خود ساخت. خلافت بغداد كه پیشرفتهای برادران بویه را برای العین می دید، به صلاحدید بعضی وزرای خود،‌ از جمله " ابن مقله " با آنان از در مماشات در آمد و لقب خاص برای آنان فرستاد كه علی را " عماد الدوله " و حسن را " ركن الدوله " و احمد را " معزالدوله " نامید .

همان معزالدوله بود كه در بغداد دستور داد سب آل علی (‌ع‌) موقوف شود و مراسم عزاداری ماه محرم را برپاداشت. به خصوص، در ایام عاشورای سال 352 ه.ق. كه جمع كثیری در بغداد گرد آمدند و بازارها بسته شد،‌ مردم آن روز آب ننوشیدند و در بازارها خیمه پر پا كردند و بر آن خیمه ها پلاس آویختند و زنان بر سر وروی خود می كوفتند.

از این زمان رسم زیارت قبور ائمه – علیهم اسلام – رایج گردید و بغداد به دو قسمت مهم شیعه نشین (كرخ)‌ و سنی نشین تقسیم شد ( 363 ه.ق.). همچنین، مقام نقابت علویان هم در زمان آل بویه تاسیس شد .

امرای حمدانی كه به حمایت خلیفه به بغداد تاختند، از معزالدوله شكست خوردند. معزالدوله در سال 336 ه.ق. بصره را تصرف كرد. همچنین در سال 337 ه.ق. به موصل تاخت و ناصر الدوله حمدانی را فراری ساخت. اقامت معزالدوله در سال 356 ه.ق. در بغداد ادامه داشت.

عمادالدوله، برادر بزرگتر، (متوفی به سال 338 ه.ق.) از آنجا كه وی پسری نداشت، از ركن الدوله برادرش كه در عراق و ری بود در خواست كرد تا "پناه خسرو " پسرش را به شیراز بفرستد كه جانشین او شود. این پناه خسرو، لقب "عضد الدوله" یافت و در شیراز به حكمرانی فارس و بنادر و سواحل خلیج فارس پرداخت. ركن الدوله، مردی با تدبیر بود، او در 359 ه.ق. به كردستان لشكر كشید و حسنویه،‌ پسر " حسین كرد "، ‌را كه حاكم آن ولایت بود، وادار به مصالحه كرد. وزیر او ،‌ ابوالفتح  كه فرزند این عمید بود ، قرارداد مصالحه را امضاء كرد.

ركن الدوله با امرای سامانی، به خصوص ابوالحسن سیمجور كه از جانب سامانیان حكومت خراسان را داشت، اغلب در كشمكش بود. تنها وقتی صلح میان این دو خانواده رخ داد كه امیر نوح سامانی از دختر عضدالدوله خواستگاری كرد و این ازدواج هم صورت گرفت ( 361 ه.ق.) تا وقتی معزالدوله زنده بود، میان برادران و خانواده بویه اختلافی نبود. پس از مرگ معزالدله ( 356 ه.ق.) كه عزالدوله بختیار، پسر معزالدوله جانشین پدر شد اختلافها بالا گرفت. این مرد بیشتر نواحی شرق كرمان را در تصرف داشت و به همین دلیل هم، عضدالدوله در 357 ه.ق. یك لشكر كشی به كرمان انجام داده بود. عضدالدوله پسر ركن الدوله با عزالدوله پسر معزالدوله چندین بار به جنگ پرداخت. یكی از آن جنگها در حوالی بغداد بود كه طی آن، عزالدله شكست خورد و به موصل فرار كرد. معروف است وقتی این خبر را به ركن الدوله رساندند، از شدت خشم خود را از تخت به زیر انداخت و چند روز از خوردن باز ماند .

بعدها، عزالدوله بختیار مورد بخشش امرای آل بویه قرار گرفت. این امر به تدبیر ابوالفتح وزیر انجام یافت .

همچنین، در زمان ركن الدوله بود كه مذهب شیعه رسمیت كامل یافت و شیخ صدوق – ابن بابویه – كه از كتب معروف خود، یعنی " من لایحضره الفقیه " را كه جزء كتب اربعه است، در فقه شیعه تألیف كرد. همچنین، وی مجالس مباحثه با شیخ صدوق در ری داشت.

ركن الدوله به سال 365 ه.ق. كه به بیماری شدیدی دچار شده بود، امرای آل بویه را احضار كرد و از آنان خواست كه پس از مرگ او با یكدیگر مخالفت نكنند. سپس ضیافتی در اصفهان فراهم آمد كه سه پسر ركن الدوله و سران دیلم در این مجلس بودند. ركن الدوله، در این مجلس عضدالدوله را به عنوان ولیعهد خود انتخاب كرد، ولی مملكت را بین پسران تقسیم نمود. تقسیم به این صورت بود كه همدان و ری و قزوین را به فخرالدوله، اصفهان را به مویدالدوله داد و توصیه كرد كه از فرمان برادر بزرگ خود (عضدالدوله كه حاكم فارس و خوزستان بود)‌ سرنپیچند. آن گاه از اصفهان به ری آمد و در محرم 366 ه.ق. وفات كرد .

عضدوالدوله در این زمان 42 سال داشت و تحت تربیت ابن عمید، مراتب كمالیه را آموخته بود. وی كه كنیه ابو شجاع و عنوان شاهنشاه داشت، در سال 364 ه.ق. وارد بغداد شد و در شوال 367 ه.ق. به عنوان تعقیب عزالدوله، به موصل تاخت و آن شهر را تسخیر كرد. همچنین، عزالدوله را به قتل رساند و پسر ناصرالدوله حمدانی را نیز مقلوب كرد. همچنین بر دیار بكر و حوضه علیایفرات هم تسلط یافت. در این زمان خلیفه عنوان " تاج المله " را هم به او داد. خلیفه وقت كه الطائع لله عباسی بود، اجازه داده بود برای عضدالدوله سه نوبت طبل بزنند. همچنین، الطائع دختر عضدالدوله را نیز به زنی گرفت .

عضدالدوله در سال 371ه.ق. به بهانه تعقیب فخرالدوله، به گرگان روی آورد و آن شهر را تسخیر كرد. در این حین، قابوس و فخرالدوله به خراسان پناه بردند. عضدالدوله در شوال سال 372 ه.ق. در بغداد به بیماری صرع دچار شد و در همان جا در گذشت. او را در نجف به خاك سپردند. تاسیس بیمارستان عضدی بغداد در سال 371 ه.ق. به توصیه محمد زكریای رازی، فیلخانه عضدی، كتابخانه عضدی شیراز و بند امیر بر رود كر، از بناهای عضدالدوله است (365ه.ق ). مزار سلمان فارسی را نیز او بنا نهاد. در این سالها، مویدالدوله – برادر وی – از جانب او در ری حكومت می كرد كه صاحب بن عباد، وزیر او شهرتی دارد. بعد از مرگ عضدالدوله، پسرش ابوالفوارس شیر ذیل كه لقب "شرف الدوله" داشت به امارت كرمان و فارس رسید. اما، چهار پسر دیگر عضدالدوله به جان یكدیگر افتادند و فخرالدوله عم ایشان، ‌هر چند خواست اختلافات را رفع كند توفیق نیافت. صمصام الدوله و بهاء الدوله همچنان در زد و خورد بودند و نتیجه آن شد كه به سال 377.ه.ق. در جنگی كه شرف الدوله با " بدربن حسنویه " كرد،‌ در كرمانشاه شكست خورد. پس از آن، دولت حسنویه در نواحی غرب ایران دوباره جان گرفت .

بهاءالدوله در سال 380 ه.ق. خوزستان را فتح كرد و فارس و بهبهان را به صمصام الدوله سپرد و خود به بغداد آمد . در سال 381 ه.ق. امیر خلف ابن احمد صفاری ، در كرمان بر آل بویه پیروز شد و آنان را از كرمان بیرون راند .

جنگهای متوالی میان برادران و همچنین با عزالدوله بختیار ، دولت بویه را سخت تضعیف كرد . بهاءالدوله در سال 403 ه.ق. در بغداد در گذشت. پس از او، سلطان الدوله پسرش تا سال 415 ه.ق. و ابوكالیجار مرزبان پسر او تا سال 440 ه.ق. بر كرمان و نواحی شرقی تسلط داشتند . هم در زمان اوست كه ملك " قاورد " سلجوقی بر كرمان تسلط یافت و كرمان را از چنگ آنان خارج ساخت و سلسله سلجوقیان كرمان را تاسیس كرد .

اما دیلمیان مقیم فارس و خوزستان، ملك رحیم پسر ابوكالیجار را به حكومت برداشتند. او در سال 443ه.ق. اصطخر و شیراز را دوباره به تصرف آورد. ولی سرانجام در سال 447 ه.ق. به دست طغرل سلجوقی كه برای كمك به خلیفه "القائم بامرلله" به بغداد آمده بود اسیر شد و درین زمان، دولت آل بویه عملا پایان یافت. به طور كلی،‌ می توان كیفیت حكومت آل بویه را در نواحی ایران ،‌به سه شعبه بالنسبه مستقل تقسیم كرد :

1.     گروهی كه در عراق و اهواز و كرمان حكومت راندند.

2.     آنانی كه در عراق و فارس بوده اند .

3.     كسانی كه در كرمان و فارس حكومت كردند .

امرای ال بویه فارس ، عبارت بودند از: عمادالدوله ، عضدالدوله پسر ركن الدوله ، شرف الدوله ، صمصام الدوله ، بهاء الدوله ، سلطان الدوله ، ابوكالیجار مرزبان و ملك رحیم.

امرای آل بویه عراق و خوزستان و كرمان ،‌ عبارت بودند از : معزالدوله ابو الحسین احمدبن بویه ، عزالدوله بختیاری ، عضدالدوله ، شرف الدوله ،بهاء الدوله ، سلطان الدوله ، مشرف الدوله ، جلال الدوله، ابوكالیجار مرزبان ، ملك رحیم پسر ابوكالیجار ، قوام الدوله و ابو منصور فولادستون پسر ابوكالیجار .

امرای آل بویه ری و اصفهان و همدان نیز ، عبارت بودند از : ركن الدوله ، موید الدوله ، فخر الدوله ،‌مجد الدوله ، شمس الدوله ، سماء الدوله، ابو الحسین پسر شمس الدوله ‌( حدود 414 ه.ق.)‌ .

آنان كه در كرمان حكومت راندند ، عبارت بودند از : قوام الدوله ، ابوكالیجار و ابومنصور فولادستون.

لازم به ذكر است كه تكرار نام بسیاری از امراء به سبب جنگهای خانوادگی بود كه میان آنان رخ می داد. البته نتیجه این جنگها هم به طور طبیعی تصاحب ولایت یكی توسط دیگری بود .

برادر مجدالدوله كه لقب شمس الدوله داشت، مدتی با امرای گرد ائتلاف كرد. از آنجا كه خود میخواست بر مجدالدوله پیروزی یابد، جنگهای میان دو برادر در اصفهان رخ داد. یك بار نیز ری را تسخیر كرد. در این جریان، ‌سیده خاتون به دماوند گریخت و مدتها بعد از آن توانست مجددا به ری بازگردد. وقتی امیر كرد بدربن حسنویه – در اثر شورشی به قتل رسید، شمس الدوله توانست نقاط مورد تصرف او را به چنگ آورد.  بدین ترتیب، مدتها همدان را پایتخت خود ساخت. او در این ایام، ابو علی سینا را برای مدت كوتاهی در همدان به وزارت خود برگماشت .

از كسانی كه در ری و همدان حكومت كردند، ابتدا می توان ركن الدوله را نام برد. پس از او موید الدوله كه تا سال 373 ه.ق . حكومت ری را داشت. هم او بود كه با قابوس در گرگان نیز جنگید. حوزه حكومت او شامل عراق عجم و گرگان و طبرستان بود. وزیر وی نیز، صاحب بن عباد نام داشت. بعد از او، فخر الدوله به حكومت رسید كه تاسال 387 ه.ق. حكومت كرد. وی مدتها با سامانیان و امرای آنان در خراسان كشمكش داشت. همچنین، یك لشكر كشی نیز به اهواز كرد كه بی نتیجه بازگشت. فخر الدوله در قلعه طبرك در گذشت. پس از وی، همسرش سیده خاتون جانشین او شد و فرزند خردسالش – ابوطالب رستم – را كه لقب مجدالدوله یافت، سرپرستی می كرد. هم اوست كه پس از بلوغ، با رقیبی نیرومند مانند سلطان محمود غزنوی پنجه افكند و بالاخره شكست خورد و اسیر شد (ربیع الثانی 420 ه.ق.) . مجدالدوله را تبعید گونه به غزنین فرستادند ، ولی او بین راه در گذشت . وی آخرین امیر خاندان بویه بود .


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4